السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
125
تفسير الميزان ( فارسي )
بشر » ، با اينكه تماميت دعوت هر دو را لازم دارد ، و اين بدان جهت بود كه سوره مورد بحث از سوره هاى ابتداى دعوت است ، و در ابتداى دعوت بيشتر انذار كاربرد دارد . * ( « وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ » ) * يعنى هم در باطن دل و مرحله اعتقاد ، و هم در مرحله عمل و هم به زبان پروردگار خود را به عظمت و كبريا منسوب كن ، و او را از اينكه معادل و يا ما فوقى داشته باشد منزه بدار ، چون چيزى نيست كه شريك او و يا غالب بر او و يا مانع سر راه او باشد ، و نقصى عارض بر او نمىشود ، و هيچ وصفى از اوصاف ، او را تحديد نمىكند ، و لذا از ائمه معصومين ( ع ) وارد شده كه معناى تكبير ( اللَّه اكبر ) اين است كه خدا از اينكه در وصف بگنجد بزرگتر است ، پس خداى تعالى از هر وصفى كه ما با آن توصيفش كنيم ، و حتى از خود اين وصف بزرگتر است ، و همين معنا با توحيد اسلامى مناسب است ، چون توحيدى كه اسلام پيشنهاد كرده از هر توحيد ديگرى كه در ساير شرايع دينى سراغ داريم بالاتر و مهمتر است . و اين معنايى كه ما براى تكبير ذكر كرديم فارق ميان دو كلمه تكبير و تسبيح ( اللَّه اكبر و سبحان اللَّه ) است ، سبحان اللَّه منزه داشتن خدا از هر صفت عدمى است ، كه چون مرگ و عجز و جهل و غيره نقص شمرده شود ، و اما اللَّه اكبر منزه دانستن خداى تعالى است از هر وصفى كه ما برايش ذكر كنيم ، چه وجودى و چه عدمى ، و حتى منزه بودنش از اين تنزيه ما ، براى اينكه هر صفتى كه ما براى خدا ذكر كنيم ، محدود در چارچوبه خودش است ، و شامل مفاهيم ديگر نمىشود ، و خداى تعالى اين چنين نيست ، چون به هيچ حدى محدود نمىگردد - دقت بفرماييد . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : منظور ، امر به تكبير در نماز است . و تعبير از خداى تعالى به « ربك » خالى از اين اشعار نيست كه توحيد خداى تعالى در آن روزها كه اوائل بعثت بوده ، اختصاص به رسول خدا ( ص ) داشته ، كسى غير آن جناب يكتاپرست نبوده است . در تفسير كشاف در معناى جمله « فكبر » گفته : حرف « فاء » بدين جهت بر سر كلمه آمده كه معناى شرط در آن خوابيده بوده ، گويا فرموده : « هرطور كه باشد پس تكبير او را ترك مكن » .
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 645 .